صبح صالح ( مترجم : رحيمى نيا )
57
فرهنگ نهج البلاغه ( فارسى )
خود سازيد ) . ( 604 ) تَجَلْبَبُوا : لباس روئين قرار دهيد ، ( 604 ) جلبَاب : لباس گشادى است كه روى لباسهاى ديگر پوشيده مىشود . ( 605 ) النَوَاجِذ : جمع « ناجذ » ، دندانهاى عقل ، ( فشار دندانها بر روى هم موجب كنترل و نيرومندى اعصاب و عضلات متصله به مغز مىشود ) . ( 606 ) انْبَى لِلسُيُوفِ : شمشيرها را كند كرد ، آنها را به هدف نزد . ممكن است « انبى » افعل تفضيل باشد كه در اين صورت به معناى « دور كنندهتر » است . ( 607 ) الهَام : جمع « هامة » ، سرها . ( 608 ) الَلامَة : زره ، ممكن است مقصود از « لامة » آلات و ابزار جنگ باشد . ( 609 ) قَلْقِلُوا السَّيُوفَ : شمشيرها را ( در غلافها ) حركت دهيد . ( 610 ) الاغْمَاد : جمع « غمد » ، غلافها . ( 611 ) الخَزَر : ( اگر در متن خطبهء « خزر » آمده بخاطر رعايت وزن كلمه بعدى است ) ، با گوشه چشم نگاه كردن و اين نگاه علامت خشم و غضب است . ( 612 ) الشَزْر : از چپ و راست شمشير و نيزه زدن . ( 613 ) نَافِحُوا : بزنيد ، بجنگيد . ( 613 ) الظُبَا : قسمت تيز و برنده شمشير . ( 614 ) صِلُوا السُّيُوفَ بِالْخُطَا : شمشيرها را به قدمهاى دشمنان متصل كنيد ( آنها را كاملا تعقيب كنيد ) . ( 615 ) الفَرّ : فرار . ( 616 ) عَارٌ فِى الأعْقَابِ : عار و ننگ است براى فرزندان ، زيرا فرزندان از فرار پدرانشان ننگ خواهند داشت . ( 617 ) السُجُح : آسان ، آرام . ( 618 ) الرِوَاق : چادر ، خيمه . ( 618 ) المُطَنَّب : محكم شده به وسيله طناب ، طناب كشى شده . ( 619 ) الثَبَج : ميان ، وسط . ( 620 ) كِسْرِهِ : قسمت پائين آن ، كنار آن . ( 621 ) الصَّمد : قصد ، يعنى بر قصد خود استوار باشيد . ( 622 ) لَنْ يَتِرَكُمْ اعْمَالَكُم : پاداش اعمالتان را هرگز كم نخواهد كرد . خطبهء 67 ص 66 ف . ( 623 ) سَقِيفَةُ بَنِى سَاعِدَة : نام محلى است كه صحابه بعد از وفات پيامبر براى